پایان 22 ماگی رادوین و روزهای اول عید
هر سال موقع سال تحویل که میشه ما میریم پایین تا در کنار پدر شوهری و مادرشوی باشیم . طبق سنت قدیم شام حتما باید ماهی دودی با برنج باشه . جای دوستان خاللی در کنار هم سال نو رو تبریک گفتیم و نوبیت به عیدی دادن شد . 100 تومن به رادوین و به احسان 200 تومن و به عروسشون که من باشم 200 تومن . دستشون درد نکنه .

من اخر شب هم رفتیم خونه مامان خودم و عموو زن عمو هم اونجا بودن و امیر دایی هم با اراد جون و بهار جون اومدن اونجا و امید و خانمش هم اونجا بودن باز هم نوبت به عیدی دادن شد . 
تو سفره هفت سینم ماهی نیست اصلا دوست ندارم یه موجود زنده ایی رو بیارم فقط به خاطر سنتمون بعد از چند روز بمیره خیلی از این کار بدم میاد
به خاطر همین ماهی نخریدم . چون میدونستم که بالاخره میمیره . منم سنت رو شکوندم و هیچ سالی ماهی نمیخرم 




3وم عید هم تولد پویان جون بود و ناهار اونجا بودیم
کلی ماجراهای هیجانی داشتیم .
برای 5وم عید هم برنامه حیات وحش داراباد تهران رو چیدیم با داییم و بچه هاش رفتیم .



رادوین کلی متعجب شده بود و ذوق میکرد

این هم از فلامینگوهایی که رو یه پا ایستادن 
بعد از اونجا رفتیم کاخ نیاوران

پسر نازم 9 فروزدین 22 ماهگیش تموم شده اون شب خونواده خودم و بابایی رو دعوت کردم و همه دور هم بودیم ولی حیف که نشد عکس بگیرم . البته رادوین نمیزاشت عکس بگیرم منم به نظرش احترام گذاشتم .

قسمت دوم سفرمون به کرمانشاه هست .سر فرصت میام براتون مینویسم


پایان 22 ماگی رادوین و روزهای اول عید
